ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

117

مراسلات طهران ( فارسى )

بيست و هشت محبوب جان من ! هفتهء گذشته در جواب مراسلهء مشروحهء عالى ، راجع به تبعيد مشهدى حاجى آقا ، شرحى نگاشته ، ايفاد شد . چهارپنج روز بعد ، تعليقهء مختصرى رسيد كه معلوم شد جواب مزبور هنوز خدمت سركار عالى نرسيده است ، ولى تاكنون البتّه رسيده است . پس از اقدامات در فراهم آوردن مقدّمات براى اين كه حضرات هنگام ورود در خانه داخل نشوند و ممنوع باشند ، چنان‌چه تفصيل التزام گرفتن از دايىها را مشروحا معروض داشته ، همان روز كه التزام گرفته شد ، روز بعد حضرات وارد شده بودند و دو روز بعد مشهدى حاجى آقا به قلهك آمده اسباب شخصى خود را كه در بالاخانهء كوچك روى دالان اندرون گذارده و ممهور به مهر اين جانب بود ، مطالبه نمود . ضمنا از مراتب تعدّيات و ظلم‌هاى فوق النّهايه كه از سركار عالى به او وارد شده ، شرح مىداد و از علاقهء زنش نسبت به خودش ، تفصيل مىگفت و چنين اظهار مىداشت كه : « ميرزا حسين خان دويست تومان نقد به من مىداد ، كه مادر او را طلاق دهم ، من راضى نشدم . اگر دو هزار تومان بدهد ، او را طلاق نخواهم [ داد ] ، چون او اين‌قدر كه به من علاقه دارد من يك موى او را به هزار تومان نخواهم داد . » بارى دو كلمه به سركار ميرزا دايى نوشتم كه خودشان زحمت كشيده در آن خانه بروند و اسباب او را به او ادا كرده ، قبض رسيد دريافت فرمايد . ديگر اين كه معلوم شد هنگام ورود ، حضرات با كجاوه و اسباب خواسته بودند به خانه نزول فرمايند . دايىها از جلوس در آن‌جا عذر خواسته بودند ، آن‌ها هم للامر كوچهء چاىخانه ، نزديكى خانهء رحيم كن‌كن ، منزلى اجاره كرده ، نشسته‌اند . دكّانى هم براى خود ،